طهطه، تا این لحظه: 15 سال و 18 روز سن داره

( طاهاجون .نفس دل مامان وبابا ) nahalakema

پسر طلا

سلام پسر گلم.عزیزدل من وبابایی..قندکم که  روزبه روزشیطنتات بیشتر میشه وشیرین وشیرینتر میشی.چند وقتیه که یاد گرفتی غلت بزنی اما نمیتونی برگردی اونقدر جیغ میزنی تا یکی کمکت کنه الان که عسلم این مطالب رو مینویسم داری با اسباب بازیهات بازی میکنی.نفسم الان 6ماه و10روزته و قراره 2 روزه دیگه واکسن 6ماهگیتو بزنن. ...
31 فروردين 1391

خارش دندونات

  بخواب پسرم این روزها خیلی کار دارم سرم شلوغه میخوام خونه تکونی بکنم میخوام ملافه هاتو عوض کنم میخوام گردوغبارخانه را پاک کنم میخوام لباسهارا اتو کنم آخه توهم که کمک مامان نمیکنی پس کمی بخواب تامن به زندگی برسم چندروزه میخوام بوفه را پاک کنم مگه تو شیطون بلا میذاری با اون خنده هاو گاهی گریه هات وگاهی شیرین کاریات .........وگاهی هم اگر دیر بیام سراغت ممکنه ببینم که لحافتم تف تفی کردی از بس که دندونات میخاره لحافتو گاز میگیری کی اون صدفات پیدامیشن تا برات آش دندونی درست کنم عسلم؟             ...
14 اسفند 1390

روزگار ما وطاها

  این روزا هر وقت نگاش کردم اینجوری بود   منم اونو اینجوری می پوشوندم که یادش بره    وخودشم غرق تعجب از کار من   و وقتی از زیر پتوش بیرون آوردم خنده تحویلم میده وگولم میزنه     و تا سرم بند میشه باز کار خودشو میکنه     شما میگین معنی این شیطون بازیاش چیه؟             ...
14 اسفند 1390