نگاه نافذ ومعصومت دلمان را میبرد تا بی نهایت زندگی مان پسرعزیزمان
روزی که طه جون در خانه تکانی به من کمک کرد
طه و فرشته
خدای من وتو
خدارا شکر میکنی خدایی که خدای من وتو ست خدایی که در همین نزدیکاست از دست وزبان که بر آید کز عهده ی شکرش به در آید ...
نویسنده :
مامان اعظم-باباعلی
16:56
طه مامانی
طه ی بابایی
فرهنگ لغات آقا طه
مم یعنی غذا دو دو یعنی گربه اد یعنی بده ب ب یعنی به به اووووووووووووه یعنی داغ هه هه هه یعنی غذا داغ بود دهنم سوخت آه آه آه آه یعنی غذا تند بود آدا آدا وقتی بخواهد کسی را صدا بزند بابا ! بابا! یعنی همان بابای خودش وهمه کسانی که او می بیند بابا هستن حتی دختر همسایه را هم بابا با حالت تعجب صدا می زند ماما همان مادر خودش است این گل رز تقدیم به مادرم ...
نویسنده :
مامان اعظم-باباعلی
22:55
قند توی دلم اب میشود وقتی که:
وقتی متفکرانه برنامه ی کودک می بینی وقتی گل از گلت می شکفد ...
نویسنده :
مامان اعظم-باباعلی
21:29
دلخوشی هایم کم نیست
وقتی که کتباب در دست میگیری........ وقتی با دست خودت غذا میخوری... وقتی که دوست داری روی کولم باشی وراه بروم وقتی با دستت چیزی را در هوا می چرخانی وقتی با دیدن لواشک دهانت آب می افتد ومی خوری وقتی که قدت به طبقه ی پنجم دراور میرسد ...
نویسنده :
مامان اعظم-باباعلی
21:15












