طهطه، تا این لحظه: 15 سال و 14 روز سن داره

( طاهاجون .نفس دل مامان وبابا ) nahalakema

طه پسر شب زنده دارم.......

شاپسر مادر طه جان ! سلام وصدسلام به پسر شب زنده دارم...... چندروزیه شما............آقاپسرگل  سینه خیز میکنی و دستتو به میز شیشه ای میگیری ومیخوای که بلند بشی واین کا رتو که خیلیم بهش علاقه داری دست انداختن به پایه میز وگاهی سعی میکنی خودتو آویزون میز بکنی خطرناکه ماهم برای همین میز رو به طبقه بالای خونه یعنی خونه عمه عسل منتقل کردیم چون میز شیشه ایه وترسیدم که به لبت بخوره الآن ساعت یک نصفه شبه وشما شازده پسر تازه اول بازی وسرگرمیته وبابایی که خسته ست وصبح باید بره سرکار بخاطر تو بیداره وداره با پسرش بازی میکنه آخه تو عزیز دلشی نفسشی قند عسلشی پسر نازشی وگاهی تا نیمه شب برات لالایی میخونه من وتو مامان جون باید قدر بابایی رو بد...
7 تير 1391

جلوی آینه

  گذاشتمش جلوی آینه خودشو دیده ذوق میزنه ومرتب میگه د د د د د دیعنی اینکه این منم میگم پ ن پ داداش دوقلوته میحواد تنها نباشی رفته اونور تا باهات بازی کنه       ...
30 خرداد 1391

پسرنه ماهه ی من

  وای مامانی امروز وارد نه ماهگیت شدی دیگه از ماه شش شروع کردم به غذاها تو خونه  مانند فرنی سوپ .واز حالا دیگه کم کم شر وع میکنم به غذاهایی که خودمون میخوریم ناگفته نمونه که هروقت بری طبقه بالا خونه عمه عسل اوناهرچی که داشته باشن بهت میدن که بخوری ...
24 خرداد 1391

طه وبابایی

    بابا:اول من سر میذارم تو برو قایم شو بعد نوبت بابایی    مامانی :با  بابایی قایم موشک بازی می کنی؟ طاها:پس چی ؟شماهم بیا سه نفری بهتره مامانم! اما نه ...................اگه شماهم بیای مامانی پس کی عکس بندازه ؟ ...
20 خرداد 1391